سخنرانی استاد میرباقری

اعوذبالله من الشیطان الرجیم؛ بِسم الله الرحمن الرحیم؛ الحمدلله رب العالمین و صلّی الله علی سیّدنا محمّد و آله الطیّبین سیّما بقیّه الله فی الارضین ارواحنا فداه و اللّعنه علی اعدائهم اجمعین .

الّلهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً ودلیلاً و عیناً حتّی تسکنه ارضَکَ طوعاً و تمتعه فیها طویلاً و هب لنا رأفته و رحمته و دعائه و خیره

إن­­شاءالله خداوند متعال قلوب ما را با انوار معرفتی حضرت منوّر فرماید به برکت صلوات بر محمّد و آل محمّد

اولاً که از همه اساتید و بزرگوارانی که بنده مزاحمشان می­شوم و فرصتشان را می­گیرم عذرخواهی می­کنم. قاعدتاً شایسته است در این محفل، من مستمع باشم و از انوار معارف عزیزان و تجاربشان بهره­مند شوم. و دوم این­که این محفل، محفلی است که عزیزانی که حضور دارند مسئولین اعتکاف­ها هستند و بنابراین بیش از بنده با مسائل اعتکاف آشنا هستند، به خصوص با مباحث معنوی اعتکاف و لذا بحث از این زاویه هم خیلی در این محفل جا ندارد، اگر یکی دو تا نکته به ذهن حقیر بیاید که نسبت به مسئله اداره اعتکاف باشد نه نسبت به محتوای اعتکاف عرض می­کنم. بنابراین بحث­های محتوایی خیلی جا ندارد و ضروری نیست و اگر هم اشاره شود مقدمه است، لذا مقدمتاً این نکته را عرض می­کنم، عنایت دارید که اعتکاف در واقع نوعی کناره­گیری از فضای اجتماعی متداول زندگی است، برای این­که انسان خلوتی داشته باشد و در این خلوت زمینه حضور و قربی برایش حاصل شود، منتها نکته­ای را که من عرض می­کنم که حتماَ اساتید به آن عنایت دارند این است که معمولاً در مناسک مذهبی و مناسک عرفانی که ما در مکتب خودمان داریم و در مکتب اهلبیت(ع) یک نکته محوری وجود دارد و آن پیوند این مناسک و مراسم با ولایت ائمه، مخصوصاً ولایت امام عصر(عج) است. شما در این جمعه و قربان که مهم­ترین اعیاد ما هستند و غدیر و فطر مثلاً می­بینید دعای ندبه جزء دعاهایی است که در همه آنان وارد شده و توجه به حضرت و توجه به آن نقطه امید. که همه این اعیاد، مناسکی هستند در جهت آن مقصود یعنی توجه به مقصد در همه این­ها وجود دارد، باز توجه به امام وجود دارد، مخصوصاً در جمعه که نماز جمعه هم نماز عید است که در محضر امام معصوم برقرار می­شود یا به کیفیت دیگری دایر می­شود. بنابراین نکته­ای که عرض می­کنم برای این است که توجه داشته باشیم مناسک عرفانی و معنوی که برای ما شکل گرفته است در فضای فرهنگ اسلام، کاملاً متفاوت با معنویت های دیگر به خصوص معنویت­های نوظهور است. ما را دعوت به یک فضای درونگرایی فقط فردی     نمی­کند، بلکه بستری است برای توجه به مسائل اجتماعی اسلام.

حتی در حوزه اخلاق هم بعضی عزیزان که توجه داشتند یک نکته­ای را می­فرمودند که به نظر من نکته دقیقی است. بزرگواری که مطالعاتی داشتند   می­گفتند اگر من بخواهم کتاب اخلاق بنویسم خیلی چیزها باید به این اخلاق اضافه شود تا به اخلاق اهلبیت(ع) نزدیک شود. ایشان پیشنهاد می­دادند، البته ایشان یک مقدار ذهنش هم به این مسئله مشغول بود ولی در عین حال حرف خوبی است، می­گفت مثلاً من اگر باشم حتماً بخش طب اسلامی را جزئی از اخلاق اسلامی می­دانم، ما اخلاق را گاهی یک طوری تعریف می­کنیم که توجه به طبیعت انسان جزء اخلاق اسلامی نمی­آید. همین امامی که دستور اخلاق می­دهد، دستور تغذیه هم می­دهد، دستور بهداشت هم می­دهد، پس بنابراین این­ها هم جزء اسم پرورش انسان­اند. اگر مدل تربیتی اسلام را به نحو عام بگیرید یک بخش آن هم بحث پرورش جسم انسان است که دستور خاص برایش داده اند و یا بقیه ابعادی که باید به اخلاق اضافه شود. و فرض کنید مثلاً جزء دستورات اخلاقی، ایشان می گفتند: حضرت وقتی مثلاً توبیخ می­کنند محمد بن أبی بکر را، می­گویند: چرا تو آن موقعی که دشمن به تو حمله می­کرد شمشیرت در دستت نبود؟ یعنی انسانی را که امیرالمؤمنین(ع) می­خواهد پرورش دهد، یک آدمی است که باید دائماً در مقابل دشمن اهل محاسبه باشد، نقشه دشمن را بداند و شمشیرش هم در دستش باشد، فقط نمی­خواهد آدمی را تربیت کند که به درونگرایی توجه کند. غرضم این است که شما اگر مدل تربیتی اسلام را ببینید، یک مدل تربیتی عام است و هم توجه به بهداشت جسمی انسان دارد و هم روانی و هم توجه به مسائل اجتماعی دارد و عرض کردم مهمترین اعیاد ما، در آن توجه به نماز جمعه، توجه به وجود مقدس امام زمان(عج) و آرمان­های حضرت می­شود، معنایش این است که همه این مناسک می­خواهد ما را به یک امری دعوت کند و آن امر اقامه ولایت است و لذا در بستر اخلاقی مکتب اهلبیت(ع) همه پرورش­ها منتهی می­شود به توجه به ولیّ خدا. یعنی اگر ما اخلاق را بخواهیم تعریف کنیم در مکتب اهلبیت(ع) باطنش سجود در مقابل خداوند متعال است و به تعبیری سرّ آن رسیدن به مقام سجده است و باطنش تولّی و تبرّی است و بعد فضیلت­های اخلاقی و مناسک عملی، مجاری و مناسک تبرّی و تولّی و رسیدن به مقام توحید هستند. هیچ وقت شما اخلاق را جدای از تولّی و تبرّی در فرهنگ اسلام ندارید، این نقطه افتراق اخلاق ما از اخلاق­های دیگر است که شاید در کتب اخلاقی ما هم به آن توجه نشده­است. شما مدل­های اخلاقی را که در کتب اخلاق ما مثل معراج السعاده و دیگر کتب هست را دیده ­اید، آن مدل فلسفه اخلاق که قوا را به چهار قوه تقسیم می­کنند و حاکمیت عاقله را نقطه اعتدال نفس می­گیرند، خیلی با معارف ما جور نیست و بیشتر به مدل ارسطویی نزدیک است. پس بنابراین یک نکته این­که اعتکاف ابتدائاً یک مناسک معنوی است همین­طوری که اهل دنیا اعتکاف­های دنیایی دارند و مردم را از فضای زندگی جدا می­کنند و تفریح­های مستمری را برایشان تعریف می­کنند، شهربازی­هایی الآن در غرب دارد نمونه سازی می­شود که کسی که وارد این شهر می­شود تا بیرون بیاید سه روز طول می­کشد و سه روز مشغول به تفریح و تفرّج است که در واقع این اعتکاف دنیایی است دیگر. که انواع لذت­ها را با ترکیب حالاتی ایجاد می­کنند که دیدید حتماً. من حالا لازم نیست توصیف کنم سعی می­کنم از ترکیب حالات مثل اضطراب و دلهره بهجت­های جدید ایجاد کنند. تنوع در لذت جویی درست می­کنند و سه روز مردم را معتکف می­کنند اینجا هم ما مناسکی داریم که فرد را از فضای عادی زندگی اش جدا می­کنیم و فضای خلوتی برایش درست می­­کنیم تا بتواند به تربیت اسلامی برسد ولی نکته اصلی که قابل توجه است که این تربیت اسلامی نباید غلط معنا شود تربیت اسلامی دعوت به درونگرایی فردی نیست در واقع نوعی عرفان اجتماعی است که روابط اجتماعی را می­خواهد تهذیب کند. آن مدل­ها، مدل­های مطلوب نیست که ما سه روز فرد را جدا بکنیم یا مراسم اعتکافی که داریم بستری شود برای این­که فرد را به درونگرایی فردی دعوت کنیم. دعوت به پرورش و تهذیب دعوت به حضور در بستر ولایت اجتماعی است. این بستر ولایت باید تبدیل شود به بستر تهذیب. تنها تفاوت حرکت امام(ره) با عرفای دیگر همین بود که عرفان را در مقیاس اجتماعی دنبال می­کردند لذا امواج اجتماعی انسان­های راهیافته را تربیت کردند که نمونه­اش شهدایی بودند که می­فرمودند این­ها ره صد ساله را یک شبه رفته­اند.

مدل عرفان اسلامی و مدل اخلاق اسلامی، اخلاق فردی و درونگرایانه نیست. مدلش مدل تهذیب اجتماعی است بنابراین اعتکاف را نباید به آن سمت و سو برد ؛ این یک نکته. البته عرض کردم این زیره به کرمان بردن است و اساتید عزیز بیش از من توجه به این نکته دارند بنابراین باید در این جهت کار شود که چگونه می­شود در عین این­که فرد را از فضای محیط عادی زندگی خودش جدا می کنیم، او را به درونگرایی فردی نبریم و او را وارد یک فضای پرورش اجتماعی جدید بکنیم که نگاه دیگری به جامعه و روابط اجتماعی و حرکتهای اجتماعی داشته باشد، نه نگاه به محیط شخصی خودش و درونی خودش گر چه آن هم یک دیدگاه است.

نکته دوم این است که در این کار مشکل اصلی که وجود دارد این است که در عین حال نباید از نکته اصلی و محوری کار غفلت بشود عرض کردم بیشتر این مناسک، مناسک اجتماعی است. ملاحظه فرموده­اید آدابی که اعتکاف دارد مثل و شبیه آداب حج است، محرماتش شبیه محرمات حج است یک چنین پدیده­ای است که موطنش می­بینیم مسجد جامع است محل اجتماع و رفت و آمد مؤمنین است و امثال این­ها. بنابراین عبادت، در موطن عبادت جمعی است گرچه انزواست اما محیط انزوا محیط مسجد جامع است. نگفتند بروید در غارها اعتکاف کنید، گفتند بروید در مسجد جامع، در مسجدالحرام، در مسجد کوفه، در مسجد النبی. آنجایی که مرکز مناسک اجتماعی مؤمنین است. این چهارتا مسجد این­طوری هستند دیگر . مراکز مناسک اجتماعی هستند گرچه مقامات معنوی هم مثل مقاماتی که در مسجد کوفه هست آنجا حضور دارد ولی موطن مناسک اجتماعی مسلمانان هم هستند مثل لجّه­هایی که مرکز تجمعات مومنین و مراکز تصمیم گیری های سیاسی بزرگ هم هستند. بنابراین این­ها ناظر به نوع عبادت است که نوع عبادت ، یک عبادت فردی و درونگرایانه نیست اما در عین حال باید توجه شود که برنامه­­ریزی­ها نباید به سمتی برود که حال و هوای توجهات معنوی در آن کم شود. این هم نکته دومی بود که باید مورد عنایت باشد و عزیزان حتماً به آن بیش از من عنایت دارند.

نکته سوم این است که با توجه به این دو تا نکته که هم مناسک اعتکاف مناسکی است که توجه به معنویت دارد و دوم این­که در عین این توجه به امور معنوی، معنویت ما باید در فضای حضور اجتماعی شکل بگیرد یعنی ناظر به یک عرفان اجتماعی است حالا اگر بخواهیم چنین چیزی که حرف­های مختلفی دارد در اعتکاف (انجام بشود) الآن چه اقداماتی می­شود کرد؟ یک اقداماتی خیلی صوری است که خیلی نیاز به بحث ندارد و عزیزان به آن عنایت دارند. یکی گسترش کمّی اعتکاف است که به شدت ما نیاز داریم که گسترش دهیم ، حالا بالاخره عزیزان می­دانند مسائل و مشکلات فقهی وجود دارد که در عین حال قابل گسترش کمّی هست چون درصد مطالبات بیشتر از ظرفیت پاسخگویی ماست و باید این برعکس شود که ظرفیت پذیرایی بیشتر از مطالبات اجتماعی شود و به خصوص نسبت به ایّامی که سروران معظم در مصادر و مجامع روایی ما مثلاً کافی و … ملاحظه فرموده­اید که موطن اصلی اعتکاف دهه آخر ماه رمضان است. اگر تلاش بشود که اعتکاف منتشر بشود در ایّام دیگر سال به خصوص در ایّام اصلی خودش که دهه آخر ماه رمضان است اقامه و احیا بشود که این هم امر خوبی می­تواند باشد.

و سوم این­که اگر بتوانیم ما اعتکاف را تبدیل کنیم به یک شبکه معنویت خواهی یعنی که معنویت خواهی بر محور اعتکاف دائماً ارتباط سالانه برقرار شود و به تعبیر دیگر حلقه­های مکمل برای اعتکاف تعریف کنیم بر محور اعتکاف. و یک شبکه معنویت خواهی را ساماندهی کنیم این هم نیاز به برنامه­ریزی دارد و من فقط پیشنهاد اجمالی آن را عرض کردم و برنامه­هایش چیز دیگری است و بعداً اگر بتوانیم اعتکاف را تبدیل کنیم به یک شبکه گفتمان اجتماعی یعنی بر اساس آن نکته­ای که عرض کردم.

من ذهنیت خودم این است که جایگاه مساجد باید تغییر کند یعنی همه آن چیزی که در مکاتب دیگر به احزاب داده می­شود و به نهادهای سیاسی داده می­شود که کانون مطالبات رهبری از مردم و مطالبات مردم از نظام هستند. این کاری که احزاب می­کنند که مطالبات مردمی را ساماندهی می­کنند این باید از طریق شبکه مساجد انجام بگیرد حالا اعتکاف هم باید تبدیل شود به یک نقطه عزیمت به سمت معنویت و عدالتخواهی یعنی امتیاز معنویتی که ما الآن در دنیا داریم دنبال می­کنیم با معنویتی که مکاتب نوظهور دنبال می­کنند در چند نکته است: یکی در توحیدی بودن­اش است و یکی هم در عدالتخواهی آن یعنی معنویت بر محور عدالتخواهی است. من تلقی می­کنم اگر بتوانیم مناسک اعتکاف را به خصوص با توجه به این­که قشر عمده­ای از آن­ها جوانان هستند تبدیل کنیم به یک مناسکی که مناسک معنوی باشد و تبدیل به یک شبکه شود و آن هم شبکه­ای که معنویت و عدالتخواهی را توأمان دنبال می­کنند«

 که این هم عرض کردم قابل برنامه­ریزی است من فقط دورنمای آن را عرض می­کنم. این دو نکته اصلی بود که به ذهن من می­آمد و دو تا پیشنهاد که یکی ایجاد شبکه معنوی غیر از گسترش کمّی و گسترش نسبت به زمان ایجاد یک شبکه معنویت خواهی بر محور اعتکاف است و دوم هم ایجاد یک تحول در متن این جریان معنوی و کشاندن این امر معنوی به عرصه عرفان اجتماعی و عدالت خواهی اجتماعی است. من عدالتخواهی را به عنوان یکی از شاخص­های عرفان­های اجتماعی عرض کردم و الًّا شاخص­های دیگری هم می­توان برای عرفان اجتماعی گفت. طبیعتا محتوا و معارفی هم که این روزها باید ارائه شود و به خصوص نسل جوان عزیزان بیشتر از من آشنا هستند و نیازی به عرایض بنده نیست ولی کی دو نکته ای که در ذهن حقیر است این است که اگر ما بتوانیم بستری ایجاد کنیم برای شکل گیری نوع دیگری از مطالعات.

یکی از مطالعاتی که بسیار برای همه به خصوص برای نسل جوان مطلوب و راهگشا است آشنایی با احوالات بزرگان است. ما اگر بتوانیم این فرصت را تبدیل کنیم به یک فرصتی که به اندازه وُسع، این جنبه در آن در نظر گرفته شود که احوال بزرگان و حالات بزرگان، گفته شود بسیار خوب است در این فضا، کلاً برای تربیت مؤثر است هم برای به خصوص علما و طلاب عزیز حتماً این مفید است. آشنایی با زندگی بزرگان، زندگی معنوی­شان، زندگی اجتماعی­شان، زندگی سیاسی­شان. منتها دو تا آفت، این امر امروزه پیدا کرده و باید توجه کنیم این دو تا آفت وجود نداشته باشد یکی این­که بیش از آن که بر محور ایجاد بصیرت و تکلیف حرکت بکند و نشان بدهد که بزرگان چگونه زندگی می­کردند و چطور با صحنه­های تکلیف مواجه می­شدند و تحمل آن­ها در بندگی سیاست ورزی­شان، بصیرت­شان را نشان بدهد بیشتر بر محور کرامات می چرخد که این یک آفت بسیار بزرگ است یعنی تا می­گوییم مرحوم فلان می­گویند این آقا طیّ الارض داشته یا نداشته؟ این انحراف است اصلاً . دوّم این­که این­ها معمولاً چون برهمین محور کرامت­ها می­چرخد از محور عالمان و فقهای بزرگ شیعه دارد منصرف می­شود به محورهای دیگر که این هم انحراف دوّم بزرگی است یعنی شما اگر شبکه تبلیغ را ببینید قسمت عمده آن شده این­که کشف و کرامات را نقل می­کنند و جاذبه هم دارد مثلاً فلانی طیّ الارض داشت و فلانی می­دانست در جیب تو چیست و از این طور کارها. بنابراین این دو آفت در آن پیدا شده است یکی آفت کرامت­زدگی و دیگری از محور علما و فقها بیرون رفتن و طبقه مرجه جدید دارد درست می­شود. و این طبقه مرجع جدید آفت­زاست چون در عین این­که نکات مثبت دارد نکات منفی هم با آن هست بنابراین یکی از موضوعاتی که من پیشنهاد می­کنم در اعتکاف­ها هم جذّاب است و هم بستری می­شود برای آشنایی­های بعدی­شان و بسیارهم در تربیت اثربخش است، آشنایی با احوال بزرگان به خصوص بر محور فقهاست هم عبادات­شان به خصوص برای نسل جوان. این یک پیشنهاد است که عرض می­کنم اگر بشود جزء محتواهای اعتکاف قرار بگیرد اثر تربیتی درازمدت و خوبی انشاالله دارد و بستری برای مطالعات بعدی شان هم می­شود. اصلاً یکی از بسترهای تربیتی احوالات بزرگان است بعد محور آن­ها هم معصومین و انبیا هستند.

دوم هم اگر بشود بحث آخرالزمان و توجه به آخرالزمان را (مطرح کنیم) آن هم با نگاه مثبت خودمان که همه مساجد باید بر این محور حرکت کنند تا مساجد عادی ما هم به این سو و جهت باشند منتها به شکل جذّاب و امروزی و با توجه به دکترین مهدویت برای نظام جمهوری اسلامی ایران باید مسائل آینده نگری و مباحث آخرالزمانی مطرح شود.

عرض کردم معمولاً مناسک مهم عبادی ما با توجه به همین مسئله است مثل عید فطر، عید قربان، جمعه و غدیر با توجه به مسئله آخرالزمان که از مهمترین اعمال توجه به امام است بنابراین اگر بشود در اعتکاف یکی از جهاتی که در آن کار می­شود و مباحث فرهنگی که در آن گفته می­شود توجه به مباحث آخرالزمانی باشد. عرض کردم با توجه به مسئله عصر ظهور و آن هم در قالب اجتماعی و با توجه به دکترین مهدویت برای نظام جمهوری اسلامی اگر پیگیری شود شاید این هم پیشنهاد قابل برنامه ریزی باشد.

 بنابراین مجموعه عرایض خودم را جمع بندی می کنم: مسئله اعتکاف عمدتاً یک مسئله معنوی است اما باید توجه داشت که گرایش به معنویت در حوزه عرفان و اخلاق اسلامی یک گرایش توأم با برنامه­ریزی اجتماعی است یعنی معطوف به عرفان اجتماعی است بنابراین ما باید اعتکاف را به این سمت و سو هدایت کنیم و در عین این­که برای گسترش کمّی و کیفی آن برنامه ریزی می­کنیم نباید بگذاریم این تبدیل بشود به یک حوزه­ای که تعریفش از عرفان تعریف غلطی است، از آغاز و با عرفان اسلامی سازگار نیست. این یکی از بدعت­هایی هست که می­تواند در اعتکاف گذاشته شود. در این­که عزیزان عنایت دارند که نباید تبدیل بشود به روزمرگی و سیاست بازی اما حتماً باید در آن توجه به مسائل اجتماعی اسلام هم در مقطع کنونی و هم نسبت به ماموریت­های مقرّر آینده شکل بگیرد و این اعتکاف بستری باشد برای پرورش انسان­هایی که بتوانند در محیط اجتماعی اسلام نقش ایفا کنند یعنی به تعبیر دیگر تربیت اسلامی نمی­خواهد انسان­هایی را تربیت کند که درون خودشان انسان­های شایسته­ای هستند بلکه می­خواهد انسان­هایی را تربیت کند که این تربیت معنوی بستر حضور مؤثر در حیات اجتماعی و اقدامات مهم اجتماعی باشد. اعتکاف هم باید معطوف به این نکته باشد و این بدعت نباید در آن اتفاق بیفتد. یک نکته هم که دوستان گاهی تذکر می­دهند اشاره کنم یکی از چیزهایی که الآن دارد اتفاق می­افتد روحانیت گریزی جوانان است که روی آن کار می­شود. ما اگر بتوانیم این ارتباط را بیشتر کنیم به خصوص نه در قالب سخنرانی­های رسمی بلکه در قالب حلقه­های اُنس و پاسخگویی به مسائل و این هم شاید یکی از اقدامات مفید و مؤثر در شرایط کنونی باشد. از همه اساتید بزرگواری که وقت آن­ها را گرفتم جداً عذرخواهی می­کنم. برای سلامتی حضرت(عج) و همه خدمتگزاران به وجود به مقدس­شان به ویژه رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی اجماعاً صلوات بفرستید.

دیدگاه ها